محمد على شاه آبادى

76

شذرات المعارف ( فارسى )

10 . معرفه : هر زاويه بر قائمه‌اى استوار خواهد داشت كه اركان اخوت بوده باشد و آنها عبارتند از اخلاق چهارگانه : اول وفاق و يكرويى ، دوم اتحاد و يگانگى ، سوم تواضع و فروتنى ، چهارم فتوت و جوانمردى ، كما قال المعصوم ( ع ) : « لا تكون الصداقة الا بحدودها فمن كان فيه هذه الحدود او شىء منها فانسبه الى الصداقة ، و من لم يكن فيه شىء منها فلا تنسبه الى شىء من الصداقة : اولها ، ان تكون سريرته و علانيته لك واحده و الثانية ، ان يرى زينك زينه و شينك شينه و الثالثة ، ان لا يغيره عليك مال و لا جاه ، و الرابعة ، ان لا يمنعك شىء تناله بقدرته و الخامسة ، و هى مجمع هذه الخصال ان لا يسلمك عند النكبات . » « 1 »

--> از انس و كمال و عزت و عون ؛ بدين معنا كه ماهيت برادرى چهار ويژگى دارد كه از اساسىترين نواميس عالم بشريت است ؛ چنان‌كه هم از نظر زندگى دنيايى و هم از جهت حيات اخروى از اهميت والايى برخوردار است و درست به همين جهت است كه مورد پذيرش و محبوب فطرت انسانى است ؛ زيرا هر انسانى در هر شرايطى به اين موارد ابراز علاقه مىكند ؛ ازاين‌رو نگهدارى و حفاظت از چنين امور محبوبى لازم است . بنابراين انسانى كه براساس فطرتش خواهان انس و الفت و در جست‌وجوى كمال و رسيدن به مدارج عالى انسانى است و به گرامى بودن خود علاقه‌مند است و درصدد يافتن وسيله است كه بتواند به آنچه خواهان او است دست يابد ، قرآن را چون تاج كرامت بر سرير اخوت مىپذيرد و بار سنگين معارفش را به جان مىخرد تا بدين‌وسيله بتواند اهداف چهارگانه را تحقق بخشد و به سعادت دنيا و آخرت نايل گردد . ( 1 ) . پس از آنكه از كيفيت عرش اخوت و ويژگىهاى آن سخن به ميان آمد ، اينك مىفرمايند : هر زاويه‌اى از اين تخت برادرى بر پايه‌اى استوار است كه اركان اخوت نام دارد . آن اركان عبارتند از اخلاق چهارگانه كه نخستين آنها وفاق و يكرويى است ؛ يعنى هرگاه دو انسان با يكديگر دم از دوستى مىزنند ، بايد رفتار آنان با انديشه درونشان يكسان باشد و در حقيقت ظاهر برخوردهاى آنان با يكديگر ، انعكاس درونشان باشد . دومين آنها اتحاد و يگانگى است ؛ يعنى چنان با يكديگر درآميزند كه چون روح واحدى در دو كالبد باشند و هر يك درباره ديگرى آن‌چنان بينديشد كه به خود انديشيده است و سومين آنها تواضع و فروتنى است كه اين خصلت در هر انسان سند پايدارى دوستى و